سری مست و دلی بیتاب دارم دوچشم عاشق و بی خواب دارم
ز زر افزونترم ، هر چند خاکم که در دل گوهری نایاب دارم
نه پنهانی نه پیدایی کجایی؟ نه باغیری، نه با مایی ، کرایی؟
به هرجایی،زهرجنسی که هستی بر این مجنون، براین شیدا دوایی!
تو را ای دل غمی ماًنوس باید ز ترک عاشقی افسوس زاید
دوای درد بی عشقی، به جزعشق ز بقراط و ز جالینوس ناید
+
نوشته شده در جمعه بیست و هفتم مهر 1386ساعت 2:11  توسط دریا
|


